تبليغاتX
بابا بزرگ


وقتي سارا دخترک هشت ساله اي بود، شنيد که پدر ومادرش درباره برادر کوچکترش صحبت مي کنند.
فهميد برادرش سخت بيمار است و آنها پولي براي مداواي او ندارند.
پدر به تازگي کارش را از دست داده بود و نمي توانست هزينه جراحي پرخرج برادر را بپردازد.

سارا شنيد که پدر آهسته به مادر گفت: فقط معجزه مي تواند پسرمان را نجات دهد.
سارا با ناراحتي به اتاق خوابش رفت و از زير تخت، قلک کوچکش را درآورد.
قلک را شکست، سکه ها را روي تخت ريخت و آنها را شمرد، فقط 5 دلار.
بعد آهسته از در عقبي خانه خارج شد و چند کوچه بالاتر به داروخانه رفت.
جلوي پيشخوان انتظار کشيد تا داروساز به او توجه کند ولي داروساز سرش شلوغ تر از آن بود که متوجه بچه اي هشت ساله شود.
دخترک پاهايش را به هم مي زد و سرفه مي کرد، ولي داروساز توجهي نمي کرد
بالاخره حوصله سارا سر رفت و سکه ها را محکم روي شيشه پيشخوان ريخت.

داروساز جا خورد، رو به دخترک کرد و گفت: چه مي خواهي؟
دخترک جواب داد: برادرم خيلي مريض است، مي خواهم معجزه بخرم.
داروساز با تعجب پرسيد: ببخشيد؟!!
دختـرک توضيح داد: برادر کوچک من، داخل سـرش چيزي رفته و بابايم مي گويـد که فقط معجـزه مي تواند او را نجات دهد
من هم مي خواهم معجزه بخرم، قيمتش چقدر است؟
داروساز گفت: متاسفم دخترجان، ولي ما اينجا معجزه نمي فروشيم.

چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت: شما را به خدا، او خيلي مريض است، بابايم پول ندارد تا معجزه بخرد اين هم تمام پول من است، من کجا مي توانم معجزه بخرم؟

مردي که گوشه ايستاده بود و لباس تميز و مرتبي داشت، از دخترک پرسيد: چقدر پول داري؟
دخترک پول ها را کف دستش ريخت و به مرد نشان داد.
مرد لبخنـدي زد و گفت: آه چه جالب، فکـر مي کنم اين پول براي خريد معجزه برادرت کافي باشد!
بعد به آرامي دست او را گرفت و گفت: من مي خواهم برادر و والدينت را ببينم، فکر مي کنم معجزه برادرت پيش من باشد.

آن مرد ، دکتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شيکاگو بود.

فرداي آن روز عمل جراحي روي مغز پسرک با موفقيت انجام شد و او از مرگ نجات يافت.

پس از جراحي، پدر نزد دکتـر رفت و گفت: از شما متشکـرم، نجات پسرم يک معجـزه واقعـي بود، مي خواهم بدانم بابت هزينه عمل جراحي چقدر بايد پرداخت کنم؟

دکتر لبخندي زد و گفت: فقط 5 دلار



دوشنبه چهاردهم دی 1388 |
در کارهاي خصوصي متولدين فروردين ماه دخالت نکنيد
متولدين فروردين ماه به دنبال ارضاي خواسته‌ها وتوقعات خود هستند و در اين زمينه، بسيار خودمحور و خودبين به شمار مي‌آيند. هرگز نگذاريد متولدين فروردين ماه به راحتي دل شما را به دست آورند، وگرنه به همان آساني نيز شما را از دست خواهند داد و تا ابد فراموش‌تان مي‌کنند. آنها به سمت افرادي جذب مي‌شوند که شخصيتي مستقل و آزاده از خود بروز دهند.. هر روز براي آنها به منزله آغازي جديد است، پس خودتان را آماده مواجهه با هر واکنش غيرمنتظره از سوي آنها کنيد. در مقابل آنها، سربلند و مغرور ظاهر شويد. هميشه آنها را تحسين کنيد و به وجودشان افتخار نماييد. هرگز مزاحم آنها نشويد و در کارهاي خصوصي‌شان دخالت نکنيد. آنها را مورد انتقاد قرار ندهيد و دوستانشان را هم بپذيريد و از آنها خرده نگيريد. هرگز از آنها پول قرض نگيريد. اگر به درخواست‌هاي آنها، پاسخ منفي دهيد، بايد منتظر مشاهده واکنش‌هايي بسيار تند و غيرمنطقي از سوي آنها باشيد

حس حسادت ارديبهشتي‌ها را تحريک نکنيد
متولدين ارديبهشت تابع احساسات و عواطف دروني‌شان هستند و در عين حال به احساسات طرف مقابلشان نيز احترام کامل مي‌گذارند. از اين رو، همسران آنها بسيار خوشبخت خواهند بود. آنها عاشق مواد غذايي هستند و غذا خوردن، براي آنها بسيار محترم است، پس تا جاي ممکن، غذاهاي مورد علاقه‌شان را بپزيد. براي راه يافتن به قلب آنها محيطي خيال‌انگيز به همراه يک موسيقي رمانتيک و آرام و چند شمع در گوشه‌اي فراهم آوريد محبت کردن ولي لي به لا لا گذاشتن آنها را هرگز فراموش نکنيد. آنها هميشه و در همه حال به ياد دوستانشان هستند و هر گز نمي‌گذارند که آنها به حال خود رها شوند. پس، شما هم در همه حال حامي و ياور آنها باشيد . آنها بسيار سخاوتمند هستند، به خصوص نسبت به همسر و عزيزانشان، پس انتظار گرفتن هداياي متعدد را از سوي آنها داشته باشيد. بي‌جهت و ناخالصانه آنها را تحسين نکنيد. آنها در هنگام آغاز اين ارتباط، بسيار کند و تدريجي پيش مي‌روند پس اگر صبر و حوصله به خرج دهيد، با صميميت و محبت عميق و خالصانه و ابدي آنها مواجه خواهيد شد. هرگز و تحت هيچ شرايطي، به آنها دروغ نگوييد، آنها هيچ وقت نمي‌توانند افراد دروغگو را ببخشند. آنها افرادي وابسته و احساساتي هستند و همسري مثل خود مي‌خواهند. هرگز آنها را به اجبار وادار به گرفتن تصميم نکنيد، وگرنه تبديل به افرادي لجوج و بسيار سرسخت مي‌شوند. ارديبهشتي‌ها زماني ارتباطي را آغاز مي‌کنند که مطمئن باشند که تا ابد آن را حفظ خواهند کرد. هرگز و تحت هيچ شرايطي حس حسادت آنها را تحريک نکنيد وگرنه تا ابد آنها را از دست خواهيد داد

خردادي‌ها به سمت افرادي فرهيخته جذب مي شوند
متولدين خردادماه از راه‌هاي عجيب و پيش‌بيني نشده، به دنبال ارضاي خواسته‌هاي خود و دستيابي به محبت هستند. آنها از داشتن دوستان متعدد و ارتباطات متفاوت به وجد مي‌آيند. براي راه يافتن به قلب آنها، بايد سخت تلاش کنيد، چون آنها از دست و پنجه نرم کردن با هر چالشي لذت وافر مي‌برند. آنها ذاتا به سمت افراد فرهيخته و صاحب نظر جذب مي‌شوند. آنها از گفت‌وگوهاي طولاني شب هنگام لذت مي‌برند. اگر مايليد ارتباطتان را با آنها حفظ کنيد، بايد گاه و بيگاه آنها را به حال خود رها کنيد و در حقيقت، آنها را از آزادي طبيعي‌شان محروم نسازيد. هميشه چيزهاي تازه و جديدي برايشان فراهم آوريد تا دچار يکنواختي در يک ارتباط نشوند، در غير اين صورت به محض کسل شدن از طرف مقابلشان دل زده مي‌شوند و بي‌درنگ، آن ارتباط را قطع مي‌کنند. زماني که آنها با شما حرف مي‌زنند، شنونده خوبي برايشان باشيد. از پيروي از آداب قديمي و کهنه دست بکشيد و در عوض با جريان نوين روز پيش برويد تا هميشه در قلبشان جاي خاصي داشته باشيد

تحت هيچ شرايطي متولد تير ماه را دست نيندازيد
متولدين تير ماه براي ارضاي خواسته خود به دنبال عشق و محبت خالص، حقيقي و ابدي هستند. آنها از دريافت گل و هداياي مختلف لذت زياد مي‌برند. به آنها توجه زيادي نشان دهيد از اين که ساعات طولاني را با همسر يا عزيزانشان در محيطي صميمي و گرم سپري کنند، خيلي به وجد مي‌آيند. آنها عاشق خانه و خانواده‌شان هستند. هميشه تاريخ‌هاي مهم مثل سالگرد تولد، ازدواج يا اولين روز آشنايي‌تان را به ياد داشته باشيد و به آنها هديه بدهيد. آنها دوست دارند مورد عشق و علاقه کامل طرف مقابلشان قرار بگيرند پس به آنها عشق بي قيد و شرط بورزيد و محبت کنيد. آنها از دريافت کارت‌هاي تبريک در مواقع مختلف لذت مي‌برند. هرگز و تحت هيچ شرايطي، آنها را دست نياندازيد و مسخره‌شان نکنيد. ممکن است شوخي‌هاي شما را خيلي جدي بگيرند و احساساتشان خدشه‌دار شود. اگر موقعيت و شرايط مناسب در اختيار آنها قرار بگيرد، ممکن است برخي مواقع خاص تبديل به افرادي فريب کار شوند. آنها روابط دوستانه تدريجي را ترجيح مي‌دهند. همواره به اعضاي خانواده آنها احترام بگذاريد تا مورد احترام آنها قرار بگيريد

مردادي ها عاشق دريافت گل و هديه و توجه هستند
متولدين مرداد ماه براي ارضاي خواسته‌هاي خود مايلند همواره و تحت هر شرايطي مورد تاييد و تحسين قرار بگيرند و محبت و حمايت محض طرف مقابلشان را خواهانند. هميشه اطمينان حاصل کنيد که از زيبايي آنها به حد کافي تعريف و تمجيد به عمل مي‌آوريد. آنها عاشق دريافت گل و هداياي مختلف هستند. آنها مايلند هميشه و در همه حال، کانون توجهات افراد را به خود اختصاص دهند. از اين رو در يک رستوران، ميزها و صندلي‌هاي وسط را انتخاب مي‌کنند تا در معرض ديد همه قرار بگيرند. آنها افرادي بسيار پر جنب وجوش و فعال هستند، از اين رو ساعات خوابشان کمتر از حد معمول است. در کنار آنها تا جاي ممکن مطيع و فرمان‌بردار باشيد چرا که آنها خواهان برخورداري از تسلط کامل در يک ارتباط هستند. آنها از برقراري مراودات متعدد لذت مي‌برند و اهل معاشرت و گفت و گو با اطرافيان هستند، ولي دوست ندارند که طرف مقابلشان را در چنين وضعيتي مشاهده کنند. همواره به آنها ابراز علاقه کنيد و بگوييد که چقدر برايتان ارزشمند هستند. اگر به آنها بي‌اعتنايي و بي‌توجهي نشان دهيد، بي‌درنگ با طغيان‌هاي بي‌امان و غيرقابل کنترل آنها مواجهه مي‌شويد. هميشه کاري کنيد که آنها در کانون توجهات قرار بگيرند، وگرنه احساس حسادت شديدي به سراغشان مي‌آيد آنها هميشه از غرور، نخوت و تکبر کاذبي برخوردارند، پس به جاي سعي در عوض کردنشان بهتر است اين خصيصه‌شان را به همان شکل بپذيريد و همواره اين احساس را در آنها تقويت کني


شهريوري ها و يک زندگي آرام و بدون ماجرا
متولدين شهريور ماه براي ارضاي خواسته‌هاي خود با احتياط کامل، سنجيده، عقلايي و تدريجي عمل مي‌کنند آنها خواهان مشاهده حد کمال در طرف مقابلشان هستند. در کنار آنها، صبر و شکيبايي را ياد خواهيد گرفت و به همان شکل با آنها بايد رفتار کنند. از آن جايي که آنها از به هم ريختگي، بي‌نظمي و شلوغي بيزارند بايد هميشه محل زندگي‌شان را تميز و مرتب نگه داريد.. آنها فقط خواهان عشق و محبت از سوي عزيزانشان نيستند، بايد اطمينان حاصل کنند که شما صميمي‌ترين و بهترين دوستشان نيز هستيد. هرگز به زور خوراکي‌اي به آنها ندهيد که دوست ندارند، چون آنها نسبت به برنامه غذايي و سلامت و تندرستي‌شان بسيار حساس هستند. آنها خواهان برخورداري از يک زندگي آرام و بدون ماجرا هستند، از اين رو دوست ندارند در کانون توجهات قرار بگيرند


براي هر تصميمي به متولد مهر ماه فرصت دهيد
متولدين مهرماه براي ارضاي خواسته‌هاي خود به دنبال ابراز علاقه‌هاي آتشين و صميمانه هستند و از محيط‌هاي رمانتيک و خيال‌انگيز لذت زيادي مي‌برند. اگر مي‌خواهيد راهي به قلب آنها باز کنيد، بايستي ميزان علاقه‌تان را نسبت به انواع هنرها و موسيقي افزايش دهيد، در اين صورت مورد تحسين آنها خواهيد گرفت هميشه و در همه حال از آنها تعريف و تمجيد به عمل آوريد. قبل از شروع هر کاري، عقيده و نظر آنها را بپرسيد، چون هميشه و در هر زمينه‌اي حرفي براي گفتن دارند آنها افرادي تعلل ورز و مسامحه کار هستند و گاهي بي‌جهت امروز و فردا مي‌کنند و انجام برخي از کارها را پشت گوش مي‌اندازند. از اين رو، در تصميم‌گيري‌ها تا حدي مغرور و متکبر مي‌شوند. ولي بهتر است در اين طور مواقع به روي خودتان نياوريد و اعتراضي نکنيد. آنها بايد براي گرفتن هر تصميمي مدت زيادي فکر کنند و به زمان زيادي در اين زمينه نياز دارند


آباني ها سريع دل بسته و سريع تر دل مي‌کنند
متولدين آبان ماه براي ارضاي خواسته‌هاي خود گاهي نسنجيده و آني عمل مي‌کنند. در واقع، به همان سرعتي که دل مي‌بازند، سريع‌تر دل مي‌کنند! آنها معمولا خواهان عشق در يک نگاه هستند و به سرعت عاشق مي‌شوند. هميشه آماده باشيد تا در مورد عميق‌ترين خواسته‌هاي دروني، اسرار زندگي و روياهاي شخصيتان با آنها صحبت و تبادل نظر کنيد. آنها خواهان مشاهده شور و شوق وافر در وجودتان هستند. آنها عاشق سفر و تفريح هستند و اگر پا به پاي آنها پيش نرويد، بدون شک ترکتان مي‌کنند. آنها در هنگام کار مايلند موسيقي بلندي بشنوند. مردان متولد آبان ماه مايلند در طول روز هزاران مرتبه از شما ابراز علاقه ببينند تا خيالشان راحت شود. هرگز و تحت هيچ شرايطي حس حسادت آنها را تحريک نکنيد، وگرنه با واکنشي به مراتب بدتر از سوي آنها مواجهه خواهيد شد. به سرعت و قبل از آن که دريابيد چه اتفاقي افتاده ترکتان مي‌کنند. در حقيقت، سريع دل بستن و سريع‌تر دل کندن، يکي از عادات هميشگي آنها محسوب مي‌شود


متولد آذر ماه عاشق پياده روي و پيک نيک است
متولدين آذر ماه براي ارضاي خواسته‌هاي خود، به دنبال يادآوري‌هاي مداوم هستند. به آنها آزادي کامل دهيد و هرگز مانع پيشرفت و موفقيت‌شان نشويد. آنها از پياده‌روي‌هاي طولاني در کنار ساحل و مناطق خوش آب و هوا و ييلاقي لذت مي‌برند. آنها از سفرهاي کوتاه و پيک‌نيکي لذت مي‌برند و مايلند تعطيلات آخر هفته‌شان را خارج از شهر سپري کنند. آنها از افراد سرزنده، پرتحرک، شاد و پرشور خوششان مي‌آيد اگر در کنارشان حالت غمگين و دل مُرده به خود بگيريد، در واقع به دست خود آنها را فراري داده‌ايد. آنها از سربه سر گذاشتن با ديگران لذت مي‌برند و اهل لطيفه‌گويي و مزاح هستند، پس شما هم اين ويژگي‌ها را در خود تقويت نماييد هرگز اشتباهات و خطاهايشان را به خودشان گوشزد نکنيد وگرنه به شدت آزرده خاطر و دلخور مي‌شوند. آنها از فضاهاي کوچک، محدود و سربسته بدشان مي‌آيد. هرگز آنها را با عجله و شتاب زده وادار به انجام کاري نکنيد، آنها براي انجام هر کاري به زمان نياز دارند و بايستي با آرامش خاطر کامل هر کاري را صورت دهند


سرقول خود به دي ماهي ها بمانيد
متولدين دي ماه براي ارضاي خواسته‌هاي خود ابتدا، بايستي فکر و ذهن‌شان را سر وسامان دهند تا توجه و حواسشان روي موضوع خاصي متمرکز شود. سر و وضع ظاهري براي آنها، از اهميت خيلي زيادي برخوردار است، از اين رو براي راه يافتن به قلبشان بايد دريابيد که چه چيزي را دوست دارند و سپس خود را به آن شکل در آوريد. آنها علاقه شديدي به کارشان دارند و شما هم بايستي به شغل و پيشه آنها اهميت زيادي بدهيد. آنها خواهان دريافت هديه هستند، ولي تنها از گرفتن کادوهاي گران‌قيمت به وجد مي‌آيند. هرگز و تحت هيچ شرايطي اعصابشان را خرد نکنيد چون بسيار خشمگين و بدخلق مي‌شوند و طغيان‌هاي عصبانيت‌شان غير قابل کنترل است. آنها در پذيرفتن هر گونه مسئوليت و تعهدي، بسيار کند عمل مي‌کنند پس صبر و حوصله زياد به خرج دهيد. زماني که در کنارشان در جمعي هستيد، حسابي مراقب اعمال و رفتارشان باشيد، چرا که از خجالت زده و شرمنده شدن در مقابل ديگران بيزارند. هميشه و تحت هر شرايطي سر قولي که با آنها مي‌بنديد بايستيد و زير عهد و پيمانتان نزنید


بهمني ها حساس و نکته سنج
متولدين بهمن ماه براي ارضاي خواسته‌هاي خود، نياز به شريکي ماجراجو دارند. آنها براي پيشرفت و موفقيت به فضاي عمل گسترده‌اي نياز دارند، و گرنه غمگين و افسرده مي‌شوند. آنها از درگير در علت‌ها و معلول‌ها لذت مي‌برند. پس، طوري عمل کنيد که نشان دهيد که به اين علاقه‌شان اهميت مي‌گذاريد. آنها از چيزهاي پيش‌بيني نشده و غيرمترقبه لذت مي‌برند و دوست دارند که گاه و بيگاه غافلگير شوند. آنها در کل از هر چيز نامتعارف و منحصر به فردي به وجد مي‌آيند . آنها از صحبت و گفت و گو لذت مي‌برند، پس در هنگام صحبت‌شان، آنها را تشويق به ادامه دادن کنيد. نسبت به آنها خيلي سخت‌گير و موشکافانه عمل نکنيد وگرنه دست و پاي خود را گم مي‌کنند. در عين حال تمايل به پرحرفي و به اصطلاح روده‌درازي کردن در آنها وجود دارد در هنگام صحبت از آنها حسابي مراقب سخناني باشيد که به زبان مي‌آوريد، چون بيش از حد حساس و نکته‌سنج هستند. هرگز و تحت هيچ شرايطي درصدد عوض کردن عقيده آنها بر نياييد، چون آنها مي‌توانند بسيار سرسخت و يکدنده شوند


متولد اسفند را به تماشاي فيلم اکشن نبريد
متولدين اسفند ماه براي ارضاي خواسته‌هاي خود، به وفور تغيير عقيده مي‌دهند و از اين شاخه به آن شاخه مي‌پرند و گاهي اوقات رفيق نيمه راه شما مي‌شوند. آنها از تماشاي تئاتر و بازديد از موزه‌ها لذت مي‌برند و اين مکان‌ها در واقع پاتوق مورد علاقه‌شان محسوب مي‌شوند. آنها از تماشاي فيلم‌هاي سوزناک و رمانتيک به وجد مي‌آيند، از اين رو هرگز آنها را به تماشاي فيلم‌هاي اکشن و پر زد و خورد نبريد. آنها هرگز از يافتن نيمه گمشده خود نااميد نمي‌شوند و تا او را نيابند، دست از تلاش سرسختانه خود بر نمي‌دارند. تحت هر شرايطي بايد با آنها احساساتي و عاطفي برخورد کنيد تا عميقا آزرده‌خاطر و دلخور نشوند. هرگز با خشونت با آنها رفتار نکنيد. آنها علاقه چندان به حل و فصل مسايل مالي ندارند و ترجيح مي‌دهند که اين طور مسايل را به شريک زندگي‌شان بسپارند و خود از آن دور بمانند. آنها افرادي خيال‌پرداز هستند که به جاي زندگي در دنياي مادي، در عالم معنويت به سر مي‌برند. اگر مي‌خواهيد هديه‌اي به آنها بدهيد که مورد توجه‌شان قرار بگيرد، بهتر است چيزي هنري مثل يک تابلوي زيباي نقاشي برايشان بخريد. آنها مايلند مثل شاهزاده‌ها زندگي کنند و به همراه چند شاخه گل رز در حالي که مقابل‌شان زانو زده‌ايد از آنها خواستگاري کنيد. بله، آنها مثل سيندرلاي قصه‌ها منتظر شاهزاده‌اي سوار بر اسب سپيد هستند و همواره خود را در قصر روياهايشان مجسم مي‌کنند



سه شنبه هشتم دی 1388 |
بیل گیتس، رئیس مایکروسافت، در یک سخنرانی در یکی از دبیرستان‌های آمریکا، خطاب به دانش‌آموزان
گفت: در دبیرستان خیلی چیزها را به دانش‌آموزان نمی‌آموزند.
او هفت اصل مهم را که دانش‌آموزان در دبیرستان فرا نمی‌گیرند، بیان كرد.
اصول بیل گیتس به این شرح است:

اصل اول: در زندگی، همه چیز عادلانه نیست، بهتر است با این حقیقت کنار بیایید.

اصل دوم: دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست.
در این دنیا از شما انتظار می‌رود که قبل از آن‌که نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید، کار مثبتی انجام دهید.

اصل سوم: پس از فارغ‌التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام، کسی به شما رقم فوق‌العاده زیادی پرداخت نخواهد کرد.
به همین ترتیب قبل از آن‌که بتوانید به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسید، باید برای مقام و مزایایش زحمت بکشید.

اصل چهارم: اگر فکر می‌کنید، آموزگارتان سختگیر است، سخت در اشتباه هستید.
پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سختگیرتر از آموزگارتان است، چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد.

اصل پنجم: آشپزی در رستوران‌ها با غرور و شأن شما تضاد ندارد.
پدربزرگ‌های ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند، از نظر آنها این کار یک فرصت بود.

اصل ششم: اگر در کارتان موفق نیستید، والدین خود را ملامت نکنید، از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.

اصل هفتم: قبل از آن‌که شما متولد بشوید، والدین شما هم جوانان پرشوری بودند و به قدری که اکنون به نظر شما می‌رسد، ملال‌آور نبودند .


سه شنبه هشتم دی 1388 |
کوئیز زیر از چهار سؤال تشکیل شده که به شما خواهد گفت آیا برای این که یک مدیر حرفه‌ای باشید، شایستگی لازم را دارید یا نه؟ سؤال‌ها مشکل نیستند. در مورد هر سؤال اول سعی کنید خودتان پاسخ بدهید و بعد پاسخ را بخوانید تا ببینید درست جواب داده‌اید یا خیر.
1- از شما خواسته شده یک زرافه را در یخچال قرار دهید. چطور این کار را انجام می‌دهید؟ . . . . . .




پاسخ: درب یخچال را باز می‌کنیم. زرافه را داخل یخچال می‌گذاریم و سپس درب آن را می‌بندیم. هدف از این سؤال این است که مشخص شود آیا شما از آن دسته افرادی هستید که تمایل دارند مسائل ساده را خیلی پیچیده ببینند یا خیر!
2- حال از شما خواسته شده یک فیل را در یخچال قرار دهید. چه می‌کنید؟ . . . . . . .




پاسخ: آیا پاسخ شما این است که درب یخچال را باز می‌کنیم و فیل را در یخچال می‌گذاریم و درب آن را می‌بندیم؟ نه! این درست نیست! پاسخ صحیح این است که درب یخچال را باز می‌کنیم. زرافه را از یخچال خارج می‌کنیم. فیل را در یخچال می‌گذاریم و درب آن را می‌بندیم. هدف این سؤال برای این است که مشخص شود آیا شما به نتایج کار های قبلی خود و تأثیر آن برتصمیم گیری‌های بعدی‌تان فکر می‌کنید یا خیر.
3- شیرشاه یک کنفرانس برای حیوانات جنگل ترتیب داده است که به جز یک حیوان، همگی حیوانات در آن حضور دارند. آن یک حیوان غایب کیست؟ . . . . . . .





پاسخ:‌ یادتان رفته که فیل الان در یخچال است؟ پس حیوان غایب این جلسه باید فیل باشد! هدف از این سؤال این است که حافظه شما در به خاطر سپردن اطلاعات سنجیده شود. اگر تا این جا به سؤالات پاسخ درست نداده‌اید نگران نباشید، هنوز یک سؤال دیگر مانده است.
4- باید از یک رودخانه عبور کنید که محل سکونت کروکودیل هاست. شما قایق ندارید. چه می‌کنید؟ . . . . . . .





پاسخ: خیلی ساده است! به داخل رودخانه پریده و با شنا کردن از آن عبور می کنید. کروکودیل‌ها؟ آنها الان در جلسه‌ای هستند که شیرشاه ترتیب داده! هدف از این سؤال این است که مشخص شود آیا از اشتباه‌های قبلی خود درس می‌گیرید که دوباره آن ها را تکرار نکنید یا خیر


سه شنبه هشتم دی 1388 |

ا ا ا ا  برو اونور

تو مگه از خودت داداش نداری

دختره پررو 



چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 |
اگر معتقدین اینطور نیست آزمایش میلگرم رو ببینید.

؟ آيا ممکن است که فقط صدام را عامل اين هم بدبختي و کشتارهايي دانست که در دوران زمامداري او در خاورميانه رخ دادند و نپرسيد که نقش مردم عراق دراين ميان چه بود؟ چه مي‌شود که افراد عادي جامعه آمريکا در ويتنام و ابوغريب به هيولا تبديل مي‌شوند؟

 

آزمايش ميلگرم Milgram experiment
آزمايش ميلگرم، يک آزمايش روانشاسي اجتماعي است که توسط استنلي ميلگرم انجام شد. اين آزمايش براي اين طراحي شده بود که ميل شرکت‌کنندگان در آزمايش را به اطاعت از قدرت و انجام اعمالي بر خلاف تمايلات و اخلاقياتشان را بسنجد. 

 

نتايج اين آزمايش، نخستين بار سال ۱۹۶۳، در يک مجله روانشانسي چاپ شد و بعدا با جزئيات بيشتر در سال ۱۹۷۷ در کتابي با عنوان «اطاعت از صاحبان قدرت از منظر آزمايشي» Obedience to Authority: An Experimental View به چاپ رسيد. 

اين آزمايش در جولاي سال ۱۹۶۱، ‌درست سه ماه بعد از شروع دادگاه آيشمن -جنايتکار نازي- به انجام رسيد. ميلگرم مي‌خواست به اين سؤال بغرنج آن سال‌ها پاسخ بدهد: آيا آيشمن و ميليون‌ها آلماني ديگر تنها از دستورات پيروي مي‌کردند يا مي‌توانيم آنها را همدست بدانيم؟ چگونه يک شهروند عادي تنها با اطاعت از دستورات مافوقش به موجودي متفاوت تبديل مي‌شود؟ 

نحوه انجام آزمايش
به کساني که داوطلب آزمايش ميلگرم مي‌شدند، گفته مي‌شد که هدف از آزمايش، تحقيق در مود حافظه و يادگيري در شرايط متفاوت است و به آنها چيزي در مورد هدف واقعي آزمايش گفته نمي‌شد. 

هر شخص داوطلب به اتاقي برده مي‌شد که در آن فردي حضور داشت که خود را دانشمند محقق طرح جا مي‌زد، در اتاق ديگري که با يک ديوار حائل از آنها جدا مي‌شد، شخص ديگري بود (يادگيرنده) که تظاهر مي‌شد، شخصي است که آزمايش‌هاي مربوط به يادگيري بر روي او در حال انجام است. 

 

نحوه انجام تست به اين صورت بود که سوژه اصلي آزمايش بايد يک سري کلمات جفتي را از روي کاغذ مي‌خواند، ‌مثلا: ديوار-پرنده، قرمز-ديروز، دانش-آب. سپس سوژه آزمايش بايد حافظه يادگيرنده را با گفتن کلمه نخست هر جفت کلمه تست مي‌کرد و از يادگيرنده مي‌خواست که از بين ۴ گزينه، جفت صحيح را انتخاب کند. مثلا بعد از شنيدن کلمه دانش، بايد مي‌گفت: آب. 

در صورتي که يادگيرنده پاسخ نادرست مي‌داد، سوژه آزمايش موظف بود که با فشار دادن يک دکمه به يادگيرنده شوک الکتريکي وارد کند و اگر اشتباه يادگيرنده تکرار مي‌شد، سوژه مي‌بايست ۱۵ ولت بر شدت شوک مي‌افزود و اين کار را ادامه مي‌داد! 

البته در اين آزمايش واقعا خبري از شوک نبود! از قبل صداهاي ناله‌اي متناسب با هر درجه شوک، روي نوار ضبط شده بود و همزمان با هر شوکي که معلم مي‌داد، صدايي متناسب با درجه شوک پخش مي‌شد. 

براي دراماتيک کردن اين آزمايش به سوژه قبل از آغاز آزمايش گفته مي‌شد که يادگيرنده ناراحتي قلبي دارد! در ضمن وقتي درجه شوک خيلي زياد مي‌شد، کسي که نقش يادگيرنده را بازي مي‌کرد بايد به ديوار حائل بين اتاق سوژه و خودش بايد مي‌کوبيد و در صورتي که افزايش درجه شوک ادامه مي‌يافت، براي تظاهر به ناراحتي شديد فرد يادگيرنده، همه صداها قطع مي‌شد! 

پيداست که بسياري از شرکت‌کنندگان وقتي درجه شوک بالا مي‌رفت، نگران مي‌شدند. بعضي‌ها وقتي شوک به ۱۳۵ ولت مي‌رسيد، کار را متوقف مي‌کردند و در مورد هدف آزمايش سؤال مي‌پرسيدند اما وقتي به آنها گفته مي‌شد که مسئوليتي متوجه آنها نخواهد شد، بيشتر آنها به کارشان ادامه مي‌دادند! تعداد کمي هم وقتي صداي ناله‌هاي يادگيرنده‌ها را مي‌شنيدند، خنده عصبي مي‌کردند و علايم تنش از خود بروز مي‌دادند. 

اگر سوژه‌ها مي‌خواستند دست از کار بکشند به آنها نظير اين جملات گفته مي‌شد: لطفا ادامه بدهيد - آزمايش به عدم توقف شما نياز داد - شما انتخاب ديگري نداريد و بايد ادامه بدهيد - کاملا ضروري است که ادامه بدهيد. 

با اين همه چنانچه با همه اين تاکيدات، باز هم سوژه‌ها سعي در توقف کار داشتند، آزمايش متوقف مي‌شد. در غير اين صورت تا رسيدن ولتاژ به ۴۵۰ ولت آزمايش ادامه داده مي‌شد. 

نتايج آزمايش ميلگرم
قبل از انجام آزمايش، ميلگرم هم از دانشجويان سال بالايي ييل و هم از همکارانش نظرسنجي کرد و از آنها خواست که پيشبيني کنند، چند درصد افراد مورد آزمايش، به درجه شوک‌هاي بالا و خطرناک مي‌رسند، اکثريت افرادي که نظرشان خواسته شد، معتقد بودند که افراد بسيار کمي حاضر مي‌شوند، شوک‌هاي با درجه بالا بدهند. شايد شما هم اگر بار اول شرح چنين آزمايشي را مي‌شنيديد، نظر مشايهي مي‌داشتيد. 

اما در کمال تعجب ۲۶ نفر از ۴۰ نفر فرد مورد آزمايش يعني ۶۵ درصد سوژه‌ها، به شوک‌هاي بالاي ۴۵۰ ولتي رسيدند! تنها يک شرکت‌کننده قبل از رسيدن درجه شوک به ۳۰۰ ولت آزمايش را متوقف کرد. البته عده زيادي کار به صورت موقت متوقف کردند و حتي صحبت از برگرداندن مبلغي کردند که براي شرکت در آزمايش به آنها داده شده بود، اما عملا بيشتر آنها به کار خود ادامه دادند. 

شايد تصور کنيد که يک آزمايش چيزي را ثابت نمي‌کند، اما بعدها ميلگرم اين آزمايش را در جاهاي ديگري با اندک تفاوت‌هايي انجام داد و به نتايج مشابهي رسيد. يک متاآناليز که توسط يک دانشمند همکار ميلگرم، انجام شد نشان داد که درصد افرادي که به شوک‌هاي درجه بالا رسيدند، تقريبا ثابت و در حد ۶۱ تا ۶۶ درصد است. 

نکته جانبي جالب ديگر در اين سري آزمايشات اين بود که هيچ يک از شرکت‌کنندگان، حتي آنهايي که آزمايش را ترک کردند، اصرار يا پيشنهادي بر موقوف شدن خود آزمايش مطرح نکردند و به علاوه هيچ يک اتاقشان را براي کنترل کردن سلامتي ياگيرنده ترک نکردند! 

نتايج اين آزمايش بحث و جدل‌هاي بسياري را باعث شد، يک روزنامه نوشت که آزمايش ميلگرم نشان داد که چه خطراتي در کمين روي سياه طبيعت انسان است.



یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 |
مردی که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به یاد آورد قرار مهمّی دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین بود پرسید: 
"ببخشید آقا ؛ من قرار مهمّی دارم ، ممکنه به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به قرارم می رسم یا نه؟"  

مرد روی زمین : بله، شما در ارتفاع حدودا ً ۶ متری در طول جغرافیایی "۱٨'۲۴ﹾ ۸۷ و عرض جغرافیایی "۴۱'۲۱ﹾ ۳۷ هستید. 

مرد بالن سوار : شما باید مهندس باشید. 

مرد روی زمین : بله، از کجا فهمیدید؟؟" 

مرد بالن سوار : چون اطلاعاتی که شما به من دادید اگر چه کاملا ً دقیق بود به درد من نمی خورد و من هنوز نمی دانم کجا هستم و به موقع به قرارم می رسم یا نه؟" 

مرد روی زمین : شما باید مدیر باشید. 

مرد بالن سوار : بله، از کجا فهمیدید؟؟؟"  

مرد روی زمین : چون شما نمی دانید کجا هستید و به کجا می خواهید بروید. قولی داده اید و نمی دانید چگونه به آن عمل کنید و انتظار دارید مسئولیت آن را دیگران بپذیرند.



شنبه نوزدهم بهمن 1387 |

خواستم یه چیزی بنویسم ولی .........

چی بگم .... خودتون ببینید :


اینم یکی از بچه هایی که به دست اسراییلیا افتاده:

ولی چرا اسراییل از کشتن زن و بچه ها شرم نمیکنه 

انگار جوابش توی دستورات تحریف شده  دینشونه که توی توراتی که تحریفش کردن هم آوردن

این هم  یکی از آیه های همون کتابشون :

و بني‌اسرائيل‌ زنان‌ مديان‌ و اطفال‌ ايشان‌ را به‌ اسيري‌ بردند، و جميع‌ بهايم‌ و جميع‌ مواشي‌ ايشان‌ و همة‌ املاك‌ ايشان‌ را غارت‌ كردند. و تمامي‌ شهرها و مساكن‌ و قلعه‌هاي‌ ايشان‌ را به‌ آتش‌ سوزانيدند. و تمامي‌ غنيمت‌و جميع‌ غارت‌ را از انسان‌ و بهايم‌ گرفتند. و اسيران‌ و غارت‌ و غنيمت‌ را نزد موسي‌ و العازار كاهن‌ و جماعت‌ بني‌اسرائيل‌ در لشكرگاه‌ در عَرَبات‌ موآب‌، كه‌ نزد اردن‌ در مقابل‌ اريحاست‌، آوردند. و موسي‌ و العازار كاهن‌ و تمامي‌ سروران‌ جماعت‌ بيرون‌ از لشكرگاه‌ به‌ استقبال‌ ايشان‌ آمدند. و موسي‌ بر رؤساي‌ لشكر يعني‌ سرداران‌ هزاره‌ها و سرداران‌ صدْها كه‌ از خدمت‌ جنگ‌ باز آمده‌ بودند، غضبناك‌ شد.و موسي‌ به‌ ايشان‌ گفت‌: «آيا همة‌ زنان‌ را زنده‌ نگاه‌ داشتيد؟ اينك‌ اينانند كه‌ برحسب‌ مشورت‌ بلعام‌، بني‌اسرائيل‌ را واداشتند تا در امر فغور به‌ خداوند خيانت‌ ورزيدند و در جماعت‌ خداوند وبا عارض‌ شد. پس‌ الان‌ هر ذكوري‌ از اطفال‌ را بكشيد، و هر زني‌ را كه‌ مرد را شناخته‌، با او همبستر شده‌ باشد، بكشيد. و از زنان‌ هر دختري‌ را كه‌ مرد را نشناخته‌، و با او همبستر نشده‌ براي‌ خود زنده‌ نگاه‌ دارید(تورات؛ سفر اعداد باب 13 :9 تا 18)

منبع



پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 |

یه روز یه دختر کوچولویی توی خونه نشسته بود و به دیوار روبروش خیره شده بود به خودش میگفت که از زندگی سیر شده

وقتی که یاد تلخیهای زندگیش می افتاد از همه چیز بدش میومد دیگه حتی گریش هم نمیگرقت انگار قلبش سخت شده بود.بعد از یه مدتی تصمیم گرفت خودشو بکشه و از همه چیزای بد زندگی خلاص بشه.پاشد تا تصمیمشو عملی کنه . یه نگاهی به اطرافش کرد هیچ چیز حرکت نمیکرد همه چیز تکراری بود حتی گلدونی که کنار پنجره بود گلی که توش بود خشکیده بود و بیرنگ و بیروح نگاهش میکرد .

با خودش فکر کرد که از خونه بره بیرون و برای آخرین بار دنیا رو ببینه و بعد برگرده و خودکشی کنه.اومد بیرون.

از خیابون و آدماش خسته شده بود راه افتاد تا بره جایی که از این سروصداها نباشه .بعد از نیم ساعتی رسید به یه جایی که تقریبا بی آب و علف بود مثل بیابون بود گوشه وکنار زمین بوته های خار روییده بود و زمین خشک.

کمی خسته شده بود کنار یه بوته خار نشست. خار گفت سلام دخترک گفت سلام خار گفت هیچ کی از من خوشش نمیاد چی شده که تو اومدی کنار من؟

دخترک دلش نیومد بگه اتفاقی اونجا نشسته ،گفت برای من همه چی تموم شده من دیگه از هیچکی بدم نمیاد.

مدتی با هم حرف زدن. معلوم بود که خار خوشحاله که از تنهایی در اومده.دخترک بلند شد که بره خار گفت فردا هم میای ؟

دخترک موند چی بگه خار با همون سادگیش ذوق کرد و گفت پس منتظرم.بازم دخترک دلش نیومد بگه نمیام. با خودش گفت یه روز اشکالی نداره پس فردا خودمو میکشم.

فردا برگشت پیش خار بازم حرف زدن حرفای خار خیلی صادقانه و ساده بود دخترک با خودش گفت بیچاره انگار هیچی از دنیا نمیدونه غیر از سادگی این بیابون چیزی ندیده حق هم داره.بازم وقت رفتن خار قول گرفت که فردا هم بهش سر بزنه و بازم....

روزها همین جور میگذشت دخترک دیگه عادت کرده بود هر روز بره اونجا . با چند تا خار دیگه آشنا شده بود و هر روز بهشون سر میزد با هم حرف میزدن میگفتن و میخندیدن .

سکوت و بی آلایشی و صفای اونجا رو دوست داشت بعد از مدتی دیگه به خاطر دل خودش میرفت اونجا.کاری نداشت کسی اونجا منتظرش هست یا نه.

چند روزی بود که به گلدون کنار پنجره آب میداد.

هر روز وقتی میخاست بره بیابون گنجشکا میومدن روی شونش مینشستن و شاخه های گل رو توی دستش می انداختن که برای بوته های خار ببره.

دیگه دخترک روزا با نسیمی که به صورتش میخورد شاد میشد و از شنیدن صدای شاخه های درخت ها که باد به هم میزدشون لذت میبرد. گل توی گلدون دوباره جوونه زده بود و گل داده بود.

یه روز که داشت میرفت بیرون،گل کنار پنجره که حالا دیگه گلبرگاش باز شده بود گفت یادته میخواستی خودتو بکشی؟ دخترک سزشو انداخت پایین صورتش قرمز شد ، لبخندی زد و گفت یادم ننداز دیگه  ….. گل گفت یادمه قیافت.... دخترک پرید وسط حرفش و گفت اگه بخوای یادم بندازی دیگه بهت آب نمیدم که مثل خرطوم فیل از گلدون آویزون بشی ها....گل زد زیر خنده.دخترک گلبرگهای گل رو بوسید و رفت بیرون.



دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 |
سلام به همه شما امیدهای بابابزرگ

از امروز میتونید هر چیز که خواستید از جمله نرم افزار ، کتاب ، اطلاعات روانشناسی و .... بگید تا بابا بزرگ براتون بزاره

درسته که پیر شدم و پام لب گوره و شاید به نظرتون عجیب بیاد من رو چه به وبلاگ

ولی این حرفا مال بعد از مرگه تا وقتی زنده هستی ، هستی و با بقیه فرقی نداری . آدم که نباید خودشو با این عرف آزار بده....

وقتی هم که مردی  خدا بیامرزدت.

ولی یه حرفی هم به دختر بابایی بگم که دوست ندارم ببینم ناراحته : نکنه دلخوریای زندگی باعث بشه خودتو فراموش کنی نکنه باعث بشه با خدا قهر کنی نکنه واقعا دوسش نداشته باشی .

میدونی که حتی اگه دوسش نداشته باشی اون تورو دوست داره

همیشه وقتی  توی خونه نشستی یا داری تو خیابون راه میری و هرجا هستی و بهش فکر کنی اون میبینه و جواب میده فقط حیف که ما نمیتونیم بشنویم

اگه یه وقتی یه چیزی ازش خواستی و بهت نداد یادت باشه که اون توی کتاب حکمتش خیلی چیزا داره که ما نمیتونیم ببینیم.

بازم تلاش کن و اگه نشد بازم و بازم و بازم ...

و یادت نره اگه قرار باشه دنیا از سختیا و ناراحتیا خالی باشه پس چجوری آدمای خوب لیاقتشونو برای بهشتش نشون بدن

باید یه کاری کرده باشن تا لایق اونجا باشن نه؟

توی این دنیای پر از رنگ و ریا و بدخواهی ، خوش به حال اون کسایی که دلشون پاکه و از دیدن بدیها دلشون آزرده میشه

باید برای کسایی که از دیدن بدیها ککشون نمیگزه تاسف خورد .

 

 



شنبه بیستم مهر 1387 |